خدمات وبلاگ نويسان جوان کلبه زیبایی

کلبه زیبایی

+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱/۱٩ ٤:٠٦ ‎ب.ظ توسط shiva نظرات ()


سلااااااااااااااام .

سال ١٣٨٨ مبارک امیدوارم سال خیلی خیلی خوبی برای شما و خانواده ، فامیل  دوست ، آشنا ، همسایه و .... باشه همرا با سلامتی و یه سال پرازدرآمد سال ٨٧ که همه از این پول نالیدند .  ای خدا . ولی میگن سال گاو خیلی خوبه . 

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com       تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com                 تصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com             تصاویر متحرک ، یاهو ، زیباسازی وبلاگ ، بهاربیست             www.bahar-20.com

 

+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱/۱٩ ۳:٢٥ ‎ب.ظ توسط shiva نظرات ()


آرزو داشتم شبی تنها شوی

لحظه ای هم غصه باغم ها شوی

آرزو دارم بفهمی درد چیست

آنکه بشکسته دلش از درد کیست

آرزو دارم دمی عاشق شوی

سینه سوز و هم دم مشکل شوی

آرزو دارم بفهمی عشق چیست

آنکه هر لحظه بیادت بوده کیست

من سخن کوته کنم از آرزو

آرزویت بوده هر دم آرزو 

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۱۱/۸ ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ توسط shiva نظرات ()


چشم های بارانی ام...
تصویر دل را بر تو منعکس می کند

خواسته ام بر زبانم جاری نمیشود
از درونم با آتشی ،
که بر کلمات زبانم شعله ای میکشد

از چه بود که چشمانت حرف های دروغین را باور کرد
و چشمهای بارانی ام را باور ندارد!

بر دل زخمی ام چاره ای نیست
یک انسان
یک نگاه
چهره اش را برگردانَد،
از این ویترین مه آلود

از چه چشمانت آهن پاره های پشت ویترین را باور کرد
اما تولد الماسهای چشمانم را ندید!

خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

درکلاسی کهنه بی رنگ وبو.........پشت میزی بی رمق بنشسته بود
در دل او رعدوبرق دردها ................... ذهن او ابری تر از پاییز بود
فکردیشب بود ؛دیشب تا سحر...........بارش باران شب یکریز بود
سقف خانه چکه می کردوپدر ..........رفت روی بام تعمیری کند
شاید ازشرم زن و فرزند خویش......... رفت بیرون بلکه تدبیری کند
وقت پایین آمدن ازپشت بام..................نردبان از زیر پایش لیزخورد
دخترک درفکردیشب غرق بود.........ناگهان دستی بروی میز خورد
بعد آن هم سیلی جانانه ای............. صورت بیجان دختر رانواخت
رنگ گلهای نگاهش زرد بود..........ازهمین رو رنگ ورویش رانباخت
لحن تندی با تمام خشم گفت..........تو حواست در کلاس درس نیست
بعد هم اورا جریمه کردوگفت..........چاره ی کار شماها ترس نیست
درس آنروزکلاس دخترک..............شعرباران بود یادم مانده است
نام شاعر رفته ازیادم ولی...............اهل گیلان بود یادم مانده است
شب سربالین بابا دخترک..................بازباران با ترانه می نوشت
سقف خانه اشک می بارید او.............می خورد بر بام خانه می نوشت


+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۱۱/٧ ٢:٠٤ ‎ب.ظ توسط shiva نظرات ()


تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

 

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

 

 


.:ادامــه مـطــلــب:.

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۱۱/٦ ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ توسط shiva نظرات ()


نیمه شب آوراه و بی حس و حال

در سرم سودای جامی بی زبان

پرسه ای آغاز کردیم در خیال

دل به یاد آورد ایام بی وصال

از جدایی یک دو سالی می گذشت

یک دو سال از عمر رفت و برنگشت

دل به یاد آورد اول بار را

خاطرات اولین دیدار را

آن نظر بازی اسرار را

 


.:ادامــه مـطــلــب:.

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۱۱/٦ ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ توسط shiva نظرات ()


 

« چه کسی می داند ؟ »

 

 

گاه گاهیست در این تنهایی

قفس مرغ دلم میشکند

دل رنجیده و آزرده من از غم جور زمین پر درد است

 

با نوایی آرام از خودش می پرسد :

« که چرا ، سهم من از این همه دنیا این است.....! ؟ »

قفسی تار و سیاه ،بغض و طوفان صدایی در راه

و سکوتی مبهم.......!

همه جا سرد و کبود،همه جا رنگ و ریا ،همه درگیر خودند ، آدمک ها بیمار.

 

رخوتی جانفرسا میدود در جانم

کوره راهی تاریک در پس این شام است .

چه دراز است امشب ، خسته ام از همه کس

خسته ام از همۀ عالم و آدم امشب .

 

چقدر فاصله مانده به سحر                    چه کسی می داند ؟

 

می رو م از پس هیچ ، می روم در پی باد ، چون نهالی بی جان ،

در مسیری خاموش ، در شبی خوابیده .....

کاش می دانستم من به دنبال چه ام....؟

§        باز دل میگوید : «من به دنبال سحر میگردم ،

تا که شاید ببرد از دوشم ،بار سنگین غم شب ها را . »

-         جانم از عشق تهی ،دلم از تاول و درد لبریز است .

 

عده ای می گویند : « با ورود عشق است که سحر می روید . »

 

چه کسی می داند ؟

 

در شب قیراندود ،که زمان خوابیده ، من ودل بیداریم ، من و دل تنهاییم .

مردمان غرق خوشی ، پای کوبان و رها ،از غم جور زمین ، و نقابی در رو........

-         که نمایان نشود چهره منفور وجود .

و بگویند با خود که همه خوبیم ، خوب .

چه کسی می داند ؟

پشت آن نقش ونگار ، چه کسی خوابیده .

 

طرحهایی زیبا ، چهره هایی خندان

صورتک ها همه دوست ، مهربان و آرام

 

تو به خود پاسخ ده : چقدر فاصله است از تو تا آن طرحی که سحر گاهان می زنی بر صورت ...؟

........

دل من می خواهد سحری را بیند که همه خود هستند ، نه نقابی زیبا .

سحر من این است .....!

 

دل رنجیده من باز هم می پرسد :

« می رسد این سحر از پشت شب تار و کبود ؟

می رسد آن روز ؟ »

....

تو در این باره چه می گویی...! ؟

چه کسی می داند ؟

........

چه دراز است امشب .

خسته ام از همه کس ، خسته ام از همۀ عالم و آدم امشب .

همه در خواب شبند ، همه فارغ ز خیال

من و دل بیداریم ، من و دل تنهاییم ،

و « ستاره » که ندارد سویی در شب تار دلم .

چه کسی می داند ؟

....

....

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir

 

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۱۱/٥ ٢:٥۳ ‎ب.ظ توسط shiva نظرات ()


بهای گناهان ما پرداخت شده است - مسیح سلیب   بهاربیست 

پس از زندگی که کردم و  فکر می کردم آبرومندانه بود و زمان زیستن روی زمین برایم پایان یافته بود. اولین چیزی را که به یاد می آورم این بود که روی نیمکتی در اتاق انتظار نشسته بود ، اتاقی که فکر می کنم دادگاه بود. درها باز شدند و من به درون اتاق راهنمایی شدم تا پشت میز دفاع بنشینم.

به اطاف نگاه کردم و" شاکی" را دیدم او آدمی با نگاهای شرور بود که به من با خشم و غضب خیره شده بود به راستی او شرورترین کسی بود که تا به حال دیده بودم.
نشستم، به سمت چپ نگاه کردم، وکیلم را دیدم، مردی مهربان با نگاههای آرام بود که ظاهرش آنچنان آشنا بود که گویی او را می شناختم. درى در گوشه ی اتاق با حرکتى باز شد و قاضى در ردایی بلند ظاهر شد. حضورى پرهیبت داشت که به حق، سزاوارآن بود. هنگامى که در اتاق قدم میزد نمیتوانستم چشم از او بردارم.
وقتى که پشت میز نشست گفت: "خوب، شروع میکنیم." 
شاکى بلند شد و گفت: "اسم من شیطان است و اکنون اینجا هستم که به شماها بگویم چرا این زن جهنمی است. " او دروغ هایى که من گفته و چیزهایى که دزدیده بودم را....

لطفا برای خواندن بقیه متن به روی ادامه مطلب کلیک کنید

 


.:ادامــه مـطــلــب:.

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۱۱/۳ ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ توسط shiva نظرات ()


X

ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد که امشب با ناله ای بغض آلود بر دیار این دل خسته اشک می ریزد


Home
Email
.:Bahar 20:.


Archives

فروردین ۸۸

بهمن ۸٧

دی ۸٧

آبان ۸٧
شهریور ۸٧


Categories

ادامه مطلب(٢)
عکس های عاشقانه(۱)
عکس طبیعت(۱)
عکس های متحرک(۱)
تصاویر قلب های زیبا(۱)
ادامه مطلب عکس های عاشقانه(۱)
ادامه مطلب تصاویر مختلف(۱)
ادامه مطلب بهای گناهان(۱)
ادامه مطلب را حتما بخوانید(۱)
آرایش(۱)
داستان کوتاه(۱)


Authors

shiva


Links

  انواع فال
اس ام اس فارسی
کد تغییر شکل موس
منبع کد موزیک برای وبلاگ
قالب های فوق جدید پرشین بلاگ


LinkDump

طـــراح قـــالــب

آرشیو پیوندهای روزانه


Fall-Hafez

ابتدا نيت كنيد

سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد


Amar



تعداد بازديدها:






Design by : Bahar-20









ابتدا نيت كنيد

سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد
>

  RSS 2.0  

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً




آمار وبلاگ

تعداد بازديدهای اين وبلاگ: